حسين قرچانلو

46

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

كه سند آن به عبّاس بن عبد المطلّب مىرسد . او از پيامبر ( ص ) نقل كرده است كه حضرت ( ص ) فرمودند : « ميان آسمان و زمين ، پانصد سال راه و از هر آسمان به آسمان ديگر پانصد سال راه است و پيمودن هر آسمان پانصد سال طول مىكشد و بالاى آسمان هفتم دريايى است كه فاصلهء ميان زير و روى آن به اندازهء فاصلهء ميان آسمان و زمين است و بر بالاى آن هشت بز كوهى است كه ميان سم و زانوى آنها به اندازهء فاصله آسمان تا زمين است و سپس بر بالاى آن عرش است كه فاصلهء ميان پايين و بالاى آن به اندازهء فاصلهء ميان آسمان و زمين است و خداى تبارك و تعالى بالاى آن است » . « 1 » در تفسير اين آيه « كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ » « 2 » مفسّران متقدم نظريات عجيبى ابراز داشته‌اند كه بىتوجهى ايشان را به علم هيأت ( نجوم ) نشان مىدهد . فخر الدين رازى مىنويسد : بعضى مىگويند كه فلك موج جمع شده‌اى است كه خورشيد و ماه و ستارگان در آن روانند . « 3 » اين عقيده شبيه عقيدهء اهل حساب است كه مىگويند : خداوند متعال ، وقتى ستارگان را آفريد ، همه را در يك برج فراهم و متوقف كرد ، سپس از آنجا آنها را به راه انداخت و همچنان روان هست تا باز در همان برج فراهم شود و چون بدانجا بازگردد ، قيامت برپا و دنيا نابود شود . به عقيدهء هندوان نيز طوفانى كه به زمان نوح حادث شد ، قيامت و پايان دنيا بوده است . بعدها ابو معشر بلخى ( م . 272 ق ) محاسبهء تقويم را از طوفان نوح آغاز كرد . « 4 » بايد گفت كه اطلاعات مسلمانان صدر اسلام از علم هيأت چندان اساس و پايه علمى نداشت ، ولى در پايه‌ريزى جغرافياى رياضى مسلمانان كه در دوره‌هاى بعد در حال تكوين و شكل‌گيرى بود ، بىتأثير نبوده است . چنان كه در آثار مسعودى به روايات فراوانى دربارهء آفرينش آسمان و زمين برمىخوريم كه مبناى آنها همان روايات نقل شده از بزرگان اسلام است كه به صورتى آنها را با كتاب خدا و گفتار پيامبر ( ص ) پيوند داده‌اند ؛ براى مثال آنجا كه خلقت آسمانها و تعدد آنها را برمىشمرد ، مىنويسد : آسمان سوم از ياقوت سرخ و آسمان ششم از ياقوت زرد و

--> ( 1 ) . ابن حنبل ؛ مسند ؛ ج 1 ، ص 206 . ( 2 ) . انبياء ، 34 و يس ، 40 . ( 3 ) . تفسير ؛ ج 6 ، ص 118 . ( 4 ) . تاريخ الادب الجغرافى العربى ؛ ص 78 .